تبليغاتX
ALIGAMES


ALIGAMES
معرفی و نقد بازیهای کامپیوتر و کنسول ها
Pro Evolution Soccer 6 یکشنبه 1 بهمن1385 7:37 بعد از ظهر
                  Pro Evolution Soccer 6 

نقاط قوت: کنترل خوب , حرکت های نمایش روان و گرافیک خوب ،WIRELESS

نقاط ضعف:
کم بودن ورزشگاه ها ، عدم وجود گزارشگر در بازی

این بازی را احتمالا همه میشناسید. یک فوتبال تمام عیار و حرفه ای، اجرای روان، حرکات سریع نمایشی، کنترل و گرافیک قابل قبول همه در PES 6.

Master League و Training و محدودیت هایی در قسمت Edit و ... میشدند که تا حدودی از جذابیت بازی کاسته بود ولی در عوض قسمت های Cup و  Leagueجای خالی را پر کرده بودند و همین امر باعث میشد که بازیکن از بازی دلسرد نشود و بازی برای او خسته کننده نباشد و به  انجام مسابقات مختلف در لیگ های اصلی کشورها ی معتبر و یا در جام های مختلف بپردازد. پس از گذشت بیش از 1 سال از انتشار PES5، شماره ی جدید این بازی یعنی PES 6 با پیشرفتهای زیاد نسبت به نسخه ی قبلی وارد بازار شد. 

البته تاریخ انتشار این بازی در کشور آمریکا تا ژانویه ی سال 2007 به تعویق افتاده ولی در سایر نقاط جهان منتشر شده است.

PES6 تحولاتی نسبت به شمار ه ی قبل خود پیدا کرده و سازندگان توجه بیشتری به محتویات بازی نسبت به PES 5 کرده اند. در این نسخه , قسمت حذفی در شماره ی قبل یعنی MASTER LEAGUE قرار داده شده است که میتوان گفت یکی از قسمت های جذاب و مهم بازی به شمار می اید.

در قسمت MASTER LEAGUE شما میتوانید هدایت یک تیم را بر عهده بگیرید و ان تیم را به دسته های بالا تر و قهرمانی برسانید. قسمت MASTER LEAGUE در بازی برای PSP نسبت به کنسول های دیگر کمی متفاوت است. وقتی شما وارد این قسمت میشوید با انجام دادن تنظیمات اولیه که مربوط به شروع لیگ میشود شما دو انتخاب دارید و از انتخاب سوم خبری نیست (در انتخاب سوم شما میتوانستید یک تیم را با تمام جزئیات اعم از انتخاب و طراحی لوگو، پرچم، طراحی تمام قسمت های لباس ها، انتخاب زمین و ... ساخته و از ان تیم در لیگ استفاده کنید). انتخاب اول شما این است که شما باید یک تیم را از بین تمام تیم های موجود انتخاب کنید و با آن در لیگ شرکت کنید ولی بازیکنان شما همان بازیکنان اولیه هستند و از بازیکنان اصلی خود تیم خبری نیست. با انتخاب دوم، شما باز هم باید یک تیم را از بین تیم های دیگر انتخاب کنید با این فرق که شما بازیکنان اصلی و مشهور همان تیم را در اختیار دارید. با انتخاب یکی از این 2 گزینه شما فقط میتونید شماره های بازیکنان خود را تغییر بدهید و دیگر نمیتوانید لباس ها , لوگوها ... و را تغییر دهید. بعد از انتخاب تیم مورد نظر بسته به نوع تیم که در چه لیگی شرکت میکند تیم های دیگر خود به خود انتخاب میشوند و شما دیگر نمیتوانید تیم ها را به دلخواه خودتان انتخاب کنید. برعکس کنسول های دیگر، در این قسمت از بازی سه دسته لیگ وجود دارد که به ترتیب از لیگ دسته سومی با قهرمان شدن باید به لیگ دسته اول برسید. در دسته ی سوم تیم ها کم هستند و از تیم های لیگ های دیگر که شهرت چندانی ندارند تشکیل میشود و شما با قهرمانی در این لیگ به دسته ی دوم راه پیدا میکنید و اگر مثلا تیمی که شما انتخاب کرده باشید Real Madrid باشد شما به دسته ی دوم در لیگ اسپانیا (لالیگا) صعود میکنید و تمام تیم های اسپانیایی لیگ را تشکیل میدهند و بعد از قهرمانی در این لیگ هم شما به دسته ی اول راه پیدا میکنید که دسته ی اول متشکل از تیم های برتر از لیگ های کشور های خودشان است. شما می توانید برای تیم خود بازیکنانی را خریداری کنید. این کار به سه صورت انجام میگیرد . خرید، به خدمت گرفتن بازیکن به صورت قرضی و یا تبادل بازی کن با بازیکنانی که در تیمتان وجود دارند. شما میتوانید بازکن خود را بفروشید و حتی از تیم اخراج کنید. برای به خدمت گرفتن بازیکنان و پرداخت حقوق انها شما احتیاج به پول دارید که این پول را میتوانید  با برنده شدن در بازی ها و زدن گل های بیشتر و قهرمانی بدست بیاورید. شما باید توجه داشته باشید که پول هایی را که جمع آوری  میکنید باید بیشتر از حقوق خود بازیکنان باشد تا موجب ورشکستگی باشگاه نشود.

بازی کلا از قسمت های MATCH،MASTER LEAGUE ، LEAGUE، CUP، TRAINING،EDIT ،OPTIONS  و WIRELESS تشکیل شده است.

قسمت MATCH بیشتر برای انجام بازی های چند نفره، دوستانه و ضربات پنالتی با تیم های دلخواه شما (حتی تیمی که در قسمت MASTER LEAGUE ساخته اید) مورد استفاده قرار میگیرد.

قسمت LEAGUE هم برای شرکت کردن در لیگ های معتبر مانند Serie A، LFP،F.A Premiership Eredivision، Ligue 1 و حتی International League (که میتوانید انتخاب کنید که این لیگ جهانی کشوری باشد یا باشگاهی و یا اینکه در آن هم تیم های باشگاهی و هم کشوری حضور داشته باشند و میتوانید تعداد تیم ها را هم مشخص کنید) مورد استفاده قرار میگیرد که با انتخاب تیم خود و حتی تعیین تیم های دیگر در آن لیگ شروع به بازی میکنید. شما در این قسمت نمیتوانید بازیکنان تیم را تغییر دهید.

قسمت CUP برای شرکت در جام های مختلف مانند international Cup، European Cup،African Cup CupAmerican، Asia Oceanian Cup و ... مورد استفاده قرار میگیرد که دو جام اضافی با نام های Konami cup و Reebok Cup هم در آن وجود دارند که با تمام تیم ها میتوانید در این دو جامها شرکت کنید.

قسمت TRAINING برای تمرین کردن و افزایش توان شما در بازی ها طراحی شده است و شما با انتخاب تیم مورد نظر به تمرین کردن در بخش های مختلف میپردازید اما خبری از آموزش مانند نسخه های دیگر نیست.

قسمت EDIT یکی دیگر از قسمت های جالب و حذف شده در نسخه ی قبل این بازی بود. این قسمت خودش از چند بخش تشکیل شده است:

1-Edit player که در آن میتوانید کوچک ترین جزئیات بازیکن دلخواه خودتان را از قبیل مدل مو، نوع ریش، انواع دستبند، نوع کفش ها، دست کش، فیزیک بازیکن، ملیت، اندام و بسیاری دیگر از قابلیت ها را تغییر بدهید. شما حتی میتوانید بازیکنی را خودتان درست کنید و به او ملیت بدهید و به تیم های باشگاهی و ملی دعوت کنید.

2-Register Player که برای انتقال بازیکنان میباشد و شما میتوانید با استفاده از این گزینه بازیکنی را به تیم ملی دعوت و یا از تیم خارج کنید و یا تیم باشگاهی او را عوض کنید.

Edit Team-3 که برای تغییر در تیم است که این تغییرات شامل ترکیب تیم، نام تیم، نوع پرچم و شماره ها میباشد.

Edit Boots-4 هم برای تغییرات در کفش ها میباشد که شما توسط این گزینه میتوانید کفش هایی را به دلخواه خودتان طراحی کنید و از آنها استفاده کنید. شما جمعا 9 کفش را میتوانید در بازی استفاده کنید.

5Edit League or Cup Name- که برای تغییر اسامی لیگ ها و جام های مختلف میباشد.

6- Save data managementکه شما با استفاده از آن میتوانید Edit هایی که در بازی انجام داده اید را مدریت کنید و یا از یک Option File دیگر برای تغییرات استفاده کنید.

 

 

قسمت Option طبق معمول تمام بازیها به شما این امکان را میدهد تا تنظیمات دلخواه خود را در بازی اعمال کنید. شما میتوانید جام هایی را که بدست آورده اید و یا صحنه های جالبی را که در بازی ذخیره کرده اید را در همین قسمت از گزینه ی PES-Museum ببینید. شما با انجام دادن هر بازی و  با برنده شدن کاپ های مختلف پولی را دریافت میکنید که به PES معروف است و به وسیله ی آن میتوانید در قسمت PES-Shop به خرید بازیکنان قدیمی از تیم های کلاسیک (برزیل، هلند، ایتالیا، آلمان، فرانسه،  انگلیس و آرژانتین)، افکت های مختلف برای توپ، امکاناتی نظیر اضافه کردن سرعت بازی و نوع خوشحالی پس از گل و... بپردازید.  

یکی از مشکلات برای بازی کردن PES در نسخه ی قبلی کنترل و حرکات بازیکنان با دکمه های PSP بود. (عدم وجود کلیدهای R3 و R2 و L2) خوشبختانه گزینه ی Button Configuration این مشکل را برطرف کرده است. در این قسمت چهار گزینه گنجانده شده است. گزینه ی اول مربوط به آنالوگ میباشد که 3 نوع دارد و شما میتوانید به دلخواه خود آن را تنظیم کنید. مثلا میتوانید با انتخاب نوع 1  از آنالوگ جای جهت ها و یا با انتخاب نوع 2 از آنالوگ جای R3 یا آنالوگ سمت راست در دسته ی PS استفاده کنید و یا نوع ضربه زدن به صورت چیپ و نوع استفاده از پاس های بلند را تعیین کنید. در بازی یک قسمت به نام Battery life setting گنجانده شده است که شما توسط ان میتوانید عمر شارژ باطری را افزایش داده که این کار با قطع شدن موزیک و افکت ها در بازی امکان پذیر است. قسمت PlayStation2 Data Link هم برای ارتباط PSP به PS2 توسط کابل USB میباشد که شما میوانید اطلاعات و تغییراتی که ایجاد کرده اید را بین این 2 کنسول ردو بدل کنید.

و سرانجام قسمت Wireless برای انجام دادن بازی به صورت چند نفره در نظر گرفته شده است که شما با ساخت یک پروفایل میتوانید از این بخش استفاده کنید و با دوستان خود به مسابقه بپردازید.

گرافیک بازی نسبت به PES5 تغییرات چندانی نکرده و همچنان خوب و قابل قبول است و حرکات بازیکنان نیز روانتر و طبیعی تر شده است. طراحی منو ها و سبک قرار گرفتن تیم ها به همان صورت سابق است و تغییری نکرده است و فقط title عوض شده است.

نکات منفی بازی کم نیست. یکی از بزرگترین نکات منفی در مورد صدای بازیست که میتوان به عدم وجود گزارشگر در بازی اشاره کرد. (البته در PES5 هم از گزارشگر خبری نبود.) در بازی استادیوم های بسیار کمی وجود دارد و از استادیوم های گوناگون نسخه های دیگر خبری نیست. یکی دیگر از مشکلات بازی که در شماره ی قبل هم شاهد آن بودیم درست نبود بعضی از اسم ها، لباسها و پرچمهای تیم هاست. البته شما با گرفتن یک Option File میتوانید تمامی این مشکلات را رفع و حتی لیگ آلمان را هم اضافه کنید. شما در بازی محدودیت هایی نسبت به کنسول های دیگر دارید مانند محدودیت در قسمت General Setting که امکان تعیین نوع داور و شرایط جوی وجود ندارد.

در بازی لیگ های Serie A، LFP، F.A Premiership، Eredivise و Ligue1 به صورت کامل وجود دارند بعلاوه ی 3 قسمت Other League که در 2 قسمت آن تیم های معروف از لیگ های مختلف قرار دارند و قسمت سوم تیم های خالی هستند (یکی از نکات جالب اضافه شده به بازی) که در آن میتوانید 18 تیم به دلخواه خود بسازید و آنها را در یک لیگ جدید با هر نامی که میخواهید قرار دهید. مثلا میتوانید لیگ ایران و یا لیگ آلمان که حذف شده اند را به صورت کامل بسازید. همچنین 64 تیم ملی معروف از 5 قاره ی جهان در بازی وجود دارند که لباس بعضی از تیم های معروف مانند جمهوری چک، انگلیس،  ایتالیا، اسپانیا، سوئد، آرژانتین، ژاپن، کره و ... به طور کامل طراحی شده است.

PES6 در مجموع بازی بسیار خوبیست و بازی کردن آن با کنسول دستی PSP در طول سفر، سر کلاس درس!! و سایر مکانها بسیار لذت بخش است.


[????? ??? ???? علی] [ ?????: ] [ ü ] []

GTR 2 یکشنبه 1 بهمن1385 7:26 بعد از ظهر
                               GTR 2 

  نقاط قوت: فیزیک بسیار قوی در خودرو ها، وجود آب و هوای مختلف در حین بازی، سیستم تصادفات مناسب، وجود تعداد زیادی خودرو با جزییات کامل

نقاط ضعف: احتیاج به سیستم قوی، گرافیک نچندان به روز محیط، نداشتن هماهنگی با کیبورد برای لذت از گیم پلی و احتیاج به فرمان یا گیم پد

آیا آماده تجربه کردن رانندگی و رقابتی پر هیجان و البته بسیار نزدیک به واقعیت هستید؟ پس کلاه را بر سر نهاده، دستکش های خود را در دستانتان کنید و پشت فرمان بنشینید... بله GTR 2 شبیه سازی است که تمامی این حال و هوا را برای شما فراهم می کند.
GTR2 سومین محصول از کمپانی ناشناخته SimBin می باشد. بنابراین بد نیست در ابتدا کمی بیشتر از این کمپانی بدانیم:
در سال 2002 یکی از صاحبان تیم های FIA GT و راننده ای حرفه ای به نام Henrik Roos تنها به دلیل علاقه شخصی با عده ای از طراحان بازی های کامپیوتری تماس گرفت و سرانجام در سال 2003 به دنبال ایجاد ایده بازی های کامپیوتری، کمپانی SimBin AB توسط Henrik Roos شکل گرفت و کار خود را شروع کرد. بخش عظیمی از همکاری ها از طرف Henrik Roos به دلیل داشتن دانش فوق العاده وی در زمینه ریسینگ و ارتباط تنگاتنگ وی با صنعت ریسینگ یعنی FIA منجر به این شد که کمپانی SimBin بتواند مجوز (license) های انحصاری لازم برای FIA GT Championship را کسب نماید. در واقع شروع کار اصلی کمپانی هم بعد از این بود. به دنبال این، کمپانی اقدام به استخدام تیمی برای طراحی بازی کامپیوتری GTR کرد که تماما بر اساس FIA GT Championship ساخته شده بود. بعد از این مسئله مهم دیگر، جمع آوری سرمایه گذار برای اجرای این پروژه ها بود که خود Henrik مسئولیت این کار را بر عهده گرفت. ادامه این فعالیت ها و تلاش ها سرانجام منجر به تولید بازی های GTR (در سال 2005) و GT-Legends (در اوایل سال 2006) توسط این کمپانی سوئدی گردید. هم اکنون نیز این کمپانی به غیر از GTR2 مشغول ساختن دو محصول دیگر به نام های: GTR برای XBOX360 و Race برای PC می باشد که مورد دوم دیگر مربوط به مسابقات FIA GT نیست بلکه مربوط به مسابقات و قهرمانان WTCC می باشد.
بازی GTR در واقع شروع موفقیت خوبی بود. در این بازی تمام سعی و تلاش طراحان تماما فقط به خود اتومبیل ها و طبیعی بودن آنها معطوف شده بود به همین دلیل این بازی بسیار سخت و خشک بود، به طوری که اگر شما یک گیمر یا بهتر بگیم راننده معمولی بودید با نگاه اول این بازی را به داخل کشو میزتان انداخته و هیچ گاه هم به آن سر نمی زدید. همین امر و نیز ناشناخته بودن این کمپانی و نیز ضعف در تبلیغات موجب گردید که این بازی در لیست کم فروش ترین بازی های سال 2005 قرار گیرد... .


خود کمپانی SimBin قبل از تولید GTR2 اعلام کرده بود که ما بهترین و زبردسترین برنامه نویسان در زمینه بازی های اتومبیل رانی را از سرتاسر دنیا انتخاب کرده ایم تا در تولید این محصول ما را یاری نمایند، که البته در ادامه نقد متوجه می شوید که این موضوع دور از ذهن نمی باشد.

در قسمت تکنفره بازی در مجموع 6 بخش مختلف شامل: Open Practice ،Driving School ،Race Weekend ،Championships ،Time Trials ،24 Hour Races وجود دارد، که شامل مراحل آموزشی و تمرینی و مسابقات مختلف می باشند. یکی از قسمت های بسیار جالب این بازی Time Trials آن است، چرا که شما می توانید Ghost بازی خود را مشاهده و در صورت تمایل ذخیره نموده و در اختیار دیگران قرار دهید و یا اینکه Ghost رانندگان دیگر را دریافت و نکات آنها را فرا بگیرید. در همین قسمت هم به صورت پیش فرض یک سری Ghost که خود آقای Henrik Roos با اتومبیل فراری خود بازی کرده است موجود است و شما می توانید میزان رانندگی خود را با یک راننده حرفه ای مقایسه کنید.
در قسمت Championships که قسمت اصلی بازی است شما می بایست با انتخاب یکی از سری مسابقات مختلف به مسابقه و کسب مدال و امتیاز بپردازید، فراموش نکنید که با هر بار برنده شدن به شما امتیازاتی تعلق می گیرد که این ها در آزاد کردن Item های بازی مثل Circuit ها به کار شما می آید.
در قسمت های Race Weekend و 24 Hour Races می توانید تعداد حریفان (حداکثر 35 حریف)، ساعات شروع بازی و مقدار زمان بازی، درجه سختی حریفان و نوع آب و هوا را تعیین کنید.
یکی از مشکلاتی که همواره دارندگان بازی GTR اعلام می کردند سختی بیش از حد آن بود که به مدت زمانی یاد گیریی خیلی بیشتر از بازی های معمولی نیاز داشت. اما به نقل از سایت GameSpot: "آیا یک سیمولاتور نیاز به اندکی سختی و مهارت ندارد؟". کمپانی سازنده برای اینکه اندکی بتواند این مشکل را برای کاربران خود حل نماید قسمت جدیدی به نام Driving School یا مدرسه رانندگی را به بازی خود اضافه کرده است. این قسمت که دارای دو بخش تئوری و عملی می باشد که بخش عملی آن تقریبا دارای 140 مرحله می باشد، تمامی حالات ها، حرکات ابتدایی، شتاب گیری، چگونگی عبور از پیج و یا سبقت های متنوع را به شیوه کاملا اصولی و مبتی بر یک شبیه ساز واقعی را به شما آموزش می دهد. همچنین پس از پشت سر گذاشتن این آموزش ها شما مسابقات متنوع تری را آزاد می کنید. در این مدرسه همچنین آموزش های تئوری که مربوط به قوانین و پرچم ها و تمامی نکات مربوط به مسابقات واقعی FIA GT می شوند نیز آموزش داده می شود.

بیش از 144 ماشین مربوط به فصل های 2003 و 2004 و از کلاس های GT و NGT با جزئیات کامل در بازی قرار داده شده که تمامی خودرو ها بدون استثنا دارای کابین داخل بسیار کاملی هستند. شما زمانی که در داخل خودرو هستید حتی می توانید به کمک موس خود صندلی خود را به جلو و عقب و یا بالا یا پایین ببرید تا حالت دلخواه را برای خود ایجاد نمایید. آینه های داخل هم در خور توجه هستند به طوری که علاوه بر اینکه بسیار طبیعی جلو می کنند اگر در بعضی از خودروها آینه های کناری در دید شما نبود می توانید با چرخاندن سر خود نیم نگاهی به آینه انداخته و بعد به راه خود ادامه دهید. سازندگان این بازی حتی خود راننده را هم فراموش نکرده اند و در تمامی ماشین ها یک راننده با جزئیات کامل قرار گرفته به طوریکه دست و پا و یا سر خود را متناسب با موقعیت حرکت و یا زمان تعویض دنده حرکت می دهد. علاوه بر دوربین داخلی که در واقع بر عکس اکثر بازی های رانندگی دوربین اصلی در بازی می باشد شما می توانید دوربین بازی را به بیرون برده و زاویه نمایش خودرو و میزان نزدیکی و یا دوری آن را به دلخواه و در هر جهتی تغییر دهید، و یا از دوربین هایی که قبلا در قسمت های مختلف خودرو قرار گرفته استفاده نمایید. استفاده از این دوربین ها در زمان تماشای Replay ها خالی از لطف نیست چرا که یکی از نکات قوت این بازی بخش Replay بسیار قوی آن است که تقریبا اجرای هر کاری برای مشاهده بازی انجام داده شده را ممکن می سازد. البته با وجود رقبایی بسیار قدرتمند در بازی شما بهتر است یک دوربین را برای خود انتخاب نمایید و به آن عادت نمایید.

این بازی شامل 34 پیست از کشور های مختلف می باشد. پیست های این بازی نیز مانند خودروهای آن تماما از روی خود آنها طراحی شده و محیط و زاویه تمامی پیچ ها به وسیله اطلاعات GPS و CAD ساخته شده و دارای مجوز رسمی از FIA نیز می باشند. در سرتاسر پیست هم افرادی ایستاده اند که با پرچم زدن در مواقع لازم شما را از موقعیت های مختلف آگاه می کنند.

نکته دیگر در این بازی وجود یک تیم کامل در Pit Stop می باشد. شما بعد از درخواست ورود به Pit از تیم خود، می توانید به جایگاه مربوط به خود رفته و تایر های خود را تعویض و یا سوخت خود را تکمیل نمایید. زمانی که وارد Pit می شوید دمویی نشان داده می شود که در آن اعضای تیم در حال انجام وظایف خود هستند.


در این بازی بنا به ویژگی Simulator یا شبیه ساز بودن همانند سایر رقبای خود یعنی TOCA 3 از جلوه های ویژه تصویری همانند کش آمدن تصویر و همچنین Motion Blur در تصاویر و ... اصلا استفاده نمی شود. از نکات مهم این بازی می توان به داشتن شرایط آب و هوایی متغیر اشاره کرد که کاملا بروی رانندگی شما و حریفانتان تاثیر می گزارند. شما علاوه بر داشتن امکان مسابقه در ساعات مختلف شبانه روز، امکان مسابقه در زمان بارش باران نیز خواهید داشت. یکی از قسمت های زیبای این بازی هم مسابقه در هوای بارانی آن از داخل کابین خودروهاست، در مواقع بارانی اثر لاستیک ها بر روی آسفالت و پخش کردن آب به اطراف بسیار جلب توجه کننده هستند.


از ویژگی های اصلی این بازی داشتن فیزیک بسیار قدرتمند در ماشین هاست. در طراحی این بازی تمام حالات مختلف تصادفات در نظر گرفته شده است به طوری که با توجه به میزان سرعت شما بدنه خودرو آسیب و یا تکه تکه می شود. شما می توانید میزان تصادفات را در بازی کم و زیاد و یا به طور کامل خاموش کنید. البته این بخش ایراداتی هم دارد از جمله این که نور چراغ های جلوی خودرو شما هیچ وقت خاموش نمی شوند حتی اگر شما تصادف شدید کنید به طوری که تمامی جلوی ماشین شما خراب شود! و یا شیشه های خودرو ها به طور طبیعی ترک نمی خورند. در کل این بخش از بازی با توجه به این که در کمتر بازی ریسینگی به آن توجه می شود می تواند رضایت بخش باشد. یکی از نکات بسیار قوی بازی فیزیک به کار رفته در لاستیک های ماشین ها می باشد، که در شرایط آب و هوایی مختلف به خوبی وجود تفاوت را احساس می کنید. به طور کلی در حین بازی باید بسیار به لاستیک ها توجه داشته باشید خصوصا در مراحلی با تعداد Lap های بالا! سر خوردن بیش از حد در حین پیچ ها زمان تعویض لاستیک ها را به شما اطلاع می دهند. همچنین به میزان درجه حرارت دیسک های ترمز نیز توجه کنید، بالا رفتن بیش از حد آنها می تواند اثر معکوس در میزان ترمز گیری شما داشته باشد. شما می توانید میزان درجه حرارت لاستیک ها و ترمزها را که در زیر کیلومتر شمار قرار گرفته و با زدن دکمه space قابل انتخاب می باشند مشاهده نمایید.

هوش مصنوعی بازی قطعا از نکات بسیار قوت این بازی می باشد چرا که در این زمینه بسیار خوب و هوشمند کار شده و حرفیان بسیار سخت و البته باهوش می باشند. مطمئن باشید شما هیچ گاه بی دلیل به حریفان خود بد و بیراه نخواهید گفت خصوصا در سر پیچ ها هم اگر ناگهان در کنار خودرویی که در حال پیچ است قرار بگیرید، شما را به بیرون پرتاب نمی کنند و نهایتا با یک تماس سطحی بین خودروها اگر راننده ماهری باشید می توانید به راحتی عبور نمایید. البته حریفان هم دارای مراتبی هستند که شما می توانید میزان خشونت و سختی آنها را قبل از مسابقات انتخاب نمایید. همچنین حرفیان در هوای بارانی و یا تاریک بیشتر احتیاط می کنند و با سرعت کمتری رانندگی می کنند.

میزان سختی بازی هم به سه نوع Novice, Semi-Pro, Simulation تقسیم می شود که Novice ساده ترین آن است و برای عمده بازیکنان مناسب است. فرق کلی این سه مرحله فقط در میزان کمک سیستم های کامپیوتری مثل سیستم ضد هرزگردی و یا کنترل خودرو در هنگام پیچ و ... می باشد که شما هم می توانید در صورت نیاز آنها را توسط دکمه های F1 تا F10 در داخل بازی به دلخواه تغییر دهید. شما بعد از بازی های مکرر و کسب تجربه می توانید مراحل بالاتر را امتحان کنید.

از دیگر برتری های این بازی نسبت به همتای قبلی خود داشتن منوی بسیار زیباتر و user friendly بودن آن و وجود سیستمی است که گیمر می بایست بعد از طی چندین مسابقه آیتم هایی را که قفل بوده را آزاد نماید است که در گیمر ایجاد انگیزه برای به پایان رساندن بازی را می کند.


گرافیک GTR2 نسبت بهGTR تفاوت آنچنانی نداشته و شاید بارزترین تفاوت این دو بازی را بتوان در افزوده شدن قابلیت ها و سایه زنی های Dx9.0c در شماره دوم بازی دانست. اما با این حال این بازی همواره به ریزترین و کوچکترین جزئیات خودرو ها توجه زیادی دارد. در طراحی شکل ظاهری خودرو هیچگونه کمی و کاستی یافت نمی شود، از داشبورد و چراغ های بسیار طبیعی گرفته تا حتی بر روی پیچ های ریز روی بدنه خودرو و حرکات سر و دست های راننده در هنگام رانندگی هم توجه و کار شده است. از نقاط قوت گرافیک بازی می توان به نور پردازی های خورشید در داخل کابین، نور چراغ های بسیار طبیعی و زنده، بازتاب نور بسیار منطقی از محیط برروی بدنه ماشین ها و همچنین خاکی و تیره شدن بدنه در صورت خارج شدن از جاده اشاره کرد. همچنین باران بازی هم بسیار خوب کار شده و اثرات بارش برروی کف آسفالت و انعکاس نور آن و پخش شدن قطرات آب در زیر لاستیک خودرو ها بسیار جلو توجه می کند. طراحی محیط بازی از گرافیک خیلی بالایی استفاده نمی کند و به وضوح می توان تشخیص داد که سازندگان بیشتر به خود خودرو ها و آسفالت پیست ها توجه کرده اند تا قسمت های دیگر! نوع پوشش درخت ها و چمن ها و همچنین ساختمان های اطراف پیست خیلی به روز و دارای گرافیک خیره کننده نمی باشند و یا تماشاچیان اطراف بازی به صورت عکس می باشند! همچنین روی اعضای گروه در Pit Stop نیز زیاد کار نشده است و دارای گرافیک مطلوب و قابل ملاحظه ای نیستند.
در نهایت گرافیک این بازی اگر چه ممکن است به Engine های قدرتمند نسل جدید نرسد اما با توجه به اینکه در بازی ریسینگ به محیط اطراف بازی کمتر توجه می شود و به دلیل سرعت بازی بیشتر حواس گیمر فقط به حریفان و جاده است شما در زمان انجام بازی احساس کمی آنچنانی نمی کنید.

در مورد صداگذاری این بازی هم می توان گفت که صدا های تمامی اتومبیل ها از مدل واقعی آن گرفته و ضبط شده به طوری که خودرو های پرقدرتی مثل Saleen S7 و یا Maserati MC12 صدای بسیار هیجان انگیزی دارند. صدای غرض موتور ها و همچین صدای های اعضای تیم گروه که با شما در حین رانندگی صحبت می کنند بسیار خوب کار شده است. قسمت موزیک بازی به مانند سری قبل چیز خاصی برای گفتن ندارد و بازی در کل دارای 7 آهنگ مختلف به سبک Trance می باشد که در منو های بازی نواخته می شود که البته با جو بازی هماهنگ هستند. یک ویژگی مثبت این قسمت آن است که در داخل فایل های بازی یک فولدر به نام Music قرار گرفته که شما می توانید mp3 دلخواه خود را در آنجا قرار داده و به راحتی در حین بازی به آن گوش دهید.


به طور کلی از دیگر اشکالات وارد بر این بازی با توجه به این که در آن به تمامی درجات چرخش فرمان خودرو توجه شده است، اینست که این بازی برای استفاده با فرمان ساخته شده است و با ورودی های Digital مثل کیبورد و یا حتی دکمه های گیم پد سازگاری زیادی ندارد، بلکه یک کنترولر کاملا آنالوگ نیاز دارد تا شما بتوانید به خصوص در سر پیچ ها میزان گاز و یا ترمز و از همه مهمتر میزان چرخش فرمان خود را در حد مناسب و متعادل نگاه دارید. با این حال SimBin در اینجا نیز کاربران خود را فراموش نکرده و برای حل این مشکل و برای کسانی که امکان استفاده از فرمان برایشان میسر نیست در داخل منوی بازی گزینه ای را قرار داده است که شما با فعال کردن آن می توانید خودروی خود را به کمک موس خود کنترل کنید. به طوری که میزان به چپ و یا راست بردن موس شما تعیین کننده میزان گردش خودرو است. این کار در ابتدا کمی سخت به نظر می رسد اما به زودی با آن عادت می کنید. یک نکته دیگر که نباید فراموش شود این است که SimBin بر روی ویژگی Force Feedback محصولات مختلف به خوبی کار کرده است، یعنی اگر کنترولر شما قابلیت ایجاد شوک را داشته باشد به خوبی می تواند حالت های مختلف بازی را به گیمر منتقل کند. بازی به طور کلی دارای یک سری باگ های نرم افزاری از قبیل کرش های بی موقع در حین بازی و یا پرش به دسکتاپ در مواردی می باشد که امیدواریم از طریق پچ هایی که از طرف شرکت برای بازی ساخته می شه رفع شوند.


در آخر این بازی در رده بازی های شبیه ساز و سخت قرار می گیرد که هر کسی نمی تواند به راحتی خود را با آن وفق دهد. اگر به دنیای مسابقه و اتومبیل رانی علاقه دارید مطمئن باشید حس ریسینگ این بازی به قدری است که شما اگر برای حتی یک بار این بازی را با یک فرمان متصل به کامپیوتر امتحان کنید، آن را به این راحتی ها رها نمی کنید. اما اگر فقط این سبک بازی ها رو فقط برای تفریح بازی می کنید و بیشتر به بازی های هیجانی غیر شبیه ساز این سبک مثل NFS علاقه دارید به احتمال زیاد این بازی نمی تواند رضایت شما را جلب کند و با چند بار دور زدن در پیست احتمالا از بازی زده خواهید شد.
سیستم مورد نیاز: Operating Systems: Microsoft Windows 2000, XP Home/Pro, x64
Processor: 1.3 GHz Intel Pentium III or 100% compatible
Memory: 512 MB RAM
Hard Drive: 2.5 GB free space
3D Accelerator: DirectX 8.1 compatible graphics card with 64 MB memory


[????? ??? ???? علی] [ ?????: ] [ ü ] []

F.E.A.R. Extraction Point یکشنبه 1 بهمن1385 7:21 بعد از ظهر
            F.E.A.R. Extraction Point

نقاط قوت: برطرف شدن بعضی از اشکالات،گرافیک خوب،صداگذاری بسیار بسیار قوی،اضافه شدن اسلحه ها و دشمن های جدید

نقاط ضعف: بعضی از نقطه ضعف ها هنوز باقی مانده اند،فیزیک بازی دارای اشکال است،کمی خسته کننده و تکراری

سال گذشته در ماه اکتبر بود که Monlith یک بازی اول شخص زیبا را برای PC  به بازار عرضه کرد که در میان سیل عظیم بازیهای اول شخص که در بازار وجود داشت برای خود نام و نشانی دست و پا کرد.نام این بازی F.E.A.R بود و با برخورداری از گرافیک بالایی که داشت توانست گوشه هایی از نسل بعدی بازی ها را  به گیمرها نشان دهد.صداگذاری این بازی هم فوق العاده بود اما نوآوریهایی را که بوجود اورده بود را نمیتوان فراموش کرد.مدتی بعد Monlith با موتور همین بازی Condemend را عرضه کرد که این بازی با سبکی  تازه همراه بود و بسیار موفق بود.اما در پایان نسخه اصلی F.E.A.R داستان مبهم تمام شد و پایان آن به گونه ای ادامه ساخت این بازی را نشان می داد.به هر حال چندی پیش اعلام شد که یک بسته الحاقی با نام F.E.A.R:Exteraction Point مبنی بر ادامه ی داستان ساخته خواهد شد و بالاخره عرضه شد.

داستان بازی درست چندین ثانیه بعد از نسخه اصلی شروع میشود.قهرمان ما با همکارانش در حال فرار از انفجار هستند اما Alma یعنی همان زن عجیب وارد هلیکوپتر میشود و مدتی بعد با سقوط هلیکوپتر شما ماموریت اصلی خود را میگیرید شما باید خودتان را به بام بیمارستان شهر برسانید در آنجا که محل ملاقات شما با هلیکوپتر نجات است میتوانید فرار کنید.و ماموریت شما رسیدن به آنجا است که دوباره راه سختی را در پیش دارید. و چیزی حدود 5-7 ساعت خود را باید برای آن صرف کنید.

در این نسخه هدف دشمنان کشتن شما است و آنها کل شهر را برای از بین بردن شما میگردند که در این بین راه سختی را در پیش خواهید داشت.هوش مصنوعی بازی مانند نسخه قبلی بسیار خوب می باشد.دشمنان رفتارهای بسیار طبیعی را از خود به نمایش می گذارند و با شیرجه زدن یا ساختن پناهگاه و پناه گرفتن پشت آنها یک نبرد زیبا را برای شما به رخ میکشند.
محیط های بازی تغییر خاصی نداشته اند و همگی همان محیطهای تاریک در خرابه ها یا در اتاق های تو در تو هستند .البته مراحلی مانند ایستگاه مترو و بیمارستان از تنوع قابل قبولی برخوردارند و کمی یکنواختی را کاهش میدهند.

دشمنان این بازی اکثرا همان چهره های آشنا قدیم هستند البته چند گونه جدید به خانواده آنها اضافه شده است.یکی از آنها یک ربات بزرگ است که موشک شلیک میکند و نبرد با او بسیار جذاب است.دیگری موجوداتی با نام Puppet Shadow هستند که شبیه به  ملخ های Resident Evil 4 هستند حتی مانند آنها نامرئی میشوند و در این حالت به سمت شما شلیک میشوند و شما باید از دو چشم قرمز آنها را پیدا کنید و تا میتوانید شلیک کنید تا آنها از این حالت خارج شوند و آنها را از بین ببرید این دشمنان مشکلات زیادی را برای شما ایجاد می کنند.

اسلحه های بازی هم کمی بهتر شده اند و چندین نوع از جمله یک مینی گان به آنها اضافه شده است که قابلیت نگه داشتن 200 گلوله را در خود دارد و میتواند برای مدت زیادی شما را بیمه کند و شما دست خود را بر روی کلید چپ موس نگه دارید و حالت را Slow Motion کنید و لذت ببرید..فیزیک بازی  تغییر نکرده است. هنوز فیزیک Ragdoll با اغراق بازی حضور دارد و دشمنان در بسیاری از مواقع عکس العملهای خاصی را نشان میدهند که از واقعیت دور است و ایتمها گاهی اوقات در بسیاری از جاهای ما فوق تصور گیر میکنند و صداهای عجیب و غریب از خود تولید میکند.

در این نسخه القا ترس ، محیط و حال و هوای بازی از نسخه قبل بهتر شده است و با کمک تجربیات  گذشته عالی عمل کرده است و در این دنیا که همگان برای ترس خود را به بازیهایی مانند Silent Hill و بازی سوپر ترسناک Fatal Frame دلخوش کرده اند وجود چنین بازیهایی را باید غنیمت شمرد.در کل گیم پلی بازیها تغییرات جزئی کرده است و اضافه شدن چندین المان به آن باعث بهبود آن شده است.

گرافیک بازی از ویرایش اخر موتور قبلی بوجود امده است و پشیرفت خاصی نداشته است و فقط کمی از اشکالات مدل ها و بافت ها بهبود یافته است و چندین افکت به آن اضافه شده است.
صداگذاری بازی همان افسانه قدیمی است و موزیک های مهیج به آن اضافه شده است و مکالمات سربازان و شخصیت ها به طور حرفه ای ادا میشوند و صدا گذاری را باید نقطه قوت آن دانست.و به عشق صداگذاری قوی باید آن را بازی کرد.حتما یک سیستم پخش کننده تهیه کنید تا از صدای این بازی لذت ببرید.در کل این نسخه درحد و اندازه یک بسته الحاقی بسیار موفق عمل کرد و در این زمان که تقریبا بعد از Prey بازی شوتر خوبی وارد بازار نشده است این بازی میتوانید گزینه ی خوبی برای گیمرها باشد.

سیستم مورد نیاز: Operating System: Windows® XP, x64 or 2000 with latest service pack installed

CPU: Pentium® 4 1.7 GHz or equivalent processor
RAM: 512 MB of RAM or more

VIDEO: 64 MB GeForce™ 4 Ti or Radeon® 9000 video card Monitor that can display in 4:3 aspect ratio; Supported Chipsets: • NVIDIA® GeForce™ 4 Ti series, GeForce™ FX 5900 series, 6600 series, 6800 series, 7800 series • ATI™ Radeon® 9000 Series, Radeon® 9500 Series

Hard Disk Space: 5.0 GB free Hard Drive Space for installation Additional hard drive space for a swap file and saved game files


[????? ??? ???? علی] [ ?????: ] [ ü ] []

Company of Heroes یکشنبه 1 بهمن1385 7:14 بعد از ظهر
                           Company of Heroes

   نقاط قوت: گیم پلی غنی، گرافیک بسیار بالا، صداگذاری افسانه ای، حالت تکنفره خوب، دوربین کاملا سه بعدی، کاتسینس های بیاد ماندنی

نقاط ضعف: لودینگهای خیلی طولانی، گیم پلی در گاهی اوقات دارای اشکال است، نبود قهرمان های کاتسینس ها در گیم پلی

از جنگ جهانی دوم چه میدانید؟ شاید اگر این سوال را از گیمر ها بپرسند به طور مفصل تاریخچه ای را برای شما بگویند چون یکی از سوژه هایی که به خوبی خود را در میان بازیها جا کرده همین جنگ جهانی است. با استفاده از این سوژه تا به حال بازیهای بسیار موفقی ساخته شده اند که اکثرا بصورت اکشن اول شخص یا استراتژی بوده اند. شاید بهترین مثالها در سبک استراتژی برای جنگ جهانی دوم تا به حال عناوینی مانند Commandos و یا Panzers Phase 1 & 2 بوده اند. اما با ورود Company of Heroes ، به نظر میرسد که این لقب دیگر در اختیار Commandos و Panzers نیست !

سوژه ی این بازی همانطور که گفته شد درباره جنگ جهانی دوم است و به بصورت Real-Time Strategy دنبال میشود. داستان بازی در مورد عملیات بزرگ و با شکوه نرماندی است. عملیاتی که سربازان زیادی را در ساحل اوهاما به کام مرگ کشاند. اولین صحنه ی COH همین عملیات را نشان میدهد و سربازان وطن دوست بدن خود را در مقابل رگبارهای گلوله قرار میدهند تا از اشغال آلمان ها جلوگیری کنند. داستان بازی از عملیات نرماندی در سال 1944 آغاز میشود و تا چندین ماه بعد از آن ادامه پیدا میکند. این بازی به دلیل محدودیت وقایعی که به تصویر می کشد تنها دارای دو گروه اصلی از متحدین و متفقین یعنی آمریکا و آلمان می باشد که این خود کمی از تنوع بازی به مرور می کاهد.

 

گیم پلی بازی بسیار غنی است. شما مثل همه ی بازیهای استراتژی دارای یک Basement هستید که مقر نیرو های شماست. در این بازی منابع شما به 3 دسته ی کلی تقسیم میشوند:

مهمترین آنها Manpower است که به گونه ای نقش غذا را ایفا میکند. با این قدرت میتوانید نیرو تولید کنید. برای بدست اوردن این منابع باید مکانهای بیشتری را فتح کنید.
دومی
Munitions
است که مهمات را شامل میشود و به کمک آن میتوانید تدارکات دفاعی و تهاجمی قوی تری را نشان دهید. برای بدست آوردن آن باید نقاط مهمات را تسخیر کنید.
و سومی
Fuel است که سوخت میباشد و برای ساخت و ساز به آن نیاز دارید. برای بدست آوردن آن باید مراکز سوخت را تسخیر کنید.

نیروهای بسیاری در این بازی حضور دارند که به معرفی آنها می پردازیم:
اولین گروه سربازان عادی یا
rifleman
ها هستند که در خط مقدم میجنگند و همیشه برای کشته شدن آمادگی دارند ! آنها همچنین قادر به پرتاب نارنجک و کار گذاشتن بمب های ساعتی می باشند.
دومین گروه مهندس ها هستند که وظیفه ساخت و ساز را به عهده دارند. البته از آنها در جنگ نیز میتوان استفاده کرد. آنها میتوانند تدارکات دفاعی مانند سنگر و سیم خاردار و مین و تیر بار و توپ های ضد تانک و  همچنین ساختمانهایی مانند سربازخانه برای تربیت سرباز ها و مرکز اسلحه و ساختمانهای مربوط به ماشینهای سنگین و سبک را بسازند.
گروه سوم تک تیر اندازها هستند که توانایی زدن اهدف دور را دارند و میتوانند نارنجک و بمبهای زمانی پرتاب کنند.
چهارمین گروه سربازان تیربار دار هستند که تیربار ها را حمل میکنند و در هر جا که مناسب بود آن را قرار میدهند.
و بالاخره پنجمین گروه توپ اندازها هستند که با خمپاره اندازهای دستی هدف های نزدیک و نسبتا دور مانند ساختمانها را نشانه گیری میکنند.
به این گروه ها، گروه سربازان یگان هوایی را هم اضافه کنید که با بیسیم زدن و در خواست کمک میتوانید در بعضی از مراحل آنها را با چتر در میدان نبرد ببینید.

در کل 3 نوع تانک مختلف در بازی وجود دارند که هر کدام قابلیت متفاوتی دارند. یکی از آنها به نام     Sherman به خوبی میتواند با تانک های دیگر مبارزه کند و آنها را از بین ببرد. دو تانک دیگر Crocodile و M4 برای هدف قرار دادن ساختمانها و نیروها استفاده میشوند. همچنین Crocodile میتواند گلوله های آتشین شلیک کند و یا نارنجک دودزا تولید کند. وسایل سبک مانند  Halftrackبرای جابجایی نیروها به کار میرود که یک تیربار نیز در بالای آن قرار دارد.  Jeepکه یک وسیله سریع و ضعیف است که با تیربار کار میکند. و همچنین تانک های کوچکی که فقط با تیربار کار میکنند.

نیروهای دیگری هم مانند کماندو ها در بازی وجود دارند که بسیار قوی هستند و در تجهیزات خود مسلسل و موشک انداز نیز دارند. البته تک تیر اندازها و مهندسان میتوانند در پشت وسایلی مانند تیربار و توپ ضد تانک و ضد هوایی بنشینند و میتوانند اسلحه هایی مانند موشک انداز یا مسلسل ها را از روی زمین بردارند. هر کدام از این نیروها دارای مهارت خاصی هستند و هر کدام از آنها با استفاده از قدرت مهمات میتوانند قابلیتی را نشان دهند. مثلا تانک های موشک انداز میتوانند در عرض چند ثانیه یک محوطه را بمباران کنند یا تک تیر اندازها نارنجک پرتاب کنند و یا تیربار دارها از فشنگ های قوی برای از بین بردن زره تانک ها استفاده کنند.

 

نیرو های بازی میتوانند با بدست آوردن تجربه 3 بار قوی شوند و در آخر به نیروهای مجرب تبدیل شوند. برای مثال نیروها بی تجربه زود بر روی زمین دراز میکشند و موضع دفاعی میگیرند و میترسند اما نیروهای مجرب کارایی بیشتری دارند و به خوبی تیراندازی میکنند. همچنین شما میتوانید آنها را با بعضی اسلحه ها پیشرفت دهید. به طور مثال تانکها را به گلوله های آتشین مجهز کنید یا تک تیراندازها را به موشک انداز مجهز کنید. شما میتوانید هر وقت که جوخه سربازان کم شد به آنها نیروی کمکی اضافه کیند یا به معالجه آنها بپردازید.

استراتژی حمله و دفاع در این بازی حرف اول را میزند و فرستادن نیروها بدون هدف و استراتژی مساویست با شکست ! برای مثال باید تانکها دور باشند تا به وسیله موشک اندازها هدف قرار نگیرند و یا تک تیراندازها در دید نباشند یا سربازها را پشت سنگر بفرستید و با گروه دیگر آنها را دور بزنید و از دو طرف به دشمنان حمله کنید و ... مطمعنآ این سخنان شما را به یاد بازیBrothers in Arms   می اندازد. این بار استراتژی هایی را که با تجربه از آن بازی بدست آورده اید، میتوانید در این بازی پیاده کنید.

دوربین بازی بسیار عالی کار شده است هر چند این گونه دوربین ها در اکثر بازی های استراتژی 3 بعدی دیده میشوند. اما در Company of Heroes تقریبا محدودیتی برای زوم کردن دوربین وجود ندارد و شما میتوانید هر چقدر که مایلید دوربین را نزدیک بیاورید و لباس و چهره ی سربازان را از نزدیک ببینید بدون اینکه ذره ای از زیبایی گرافیکی بازی کاسته شود ! علاوه بر زوم کردن ، میتوانید زاویه دوربین را در جهت دلخواه تنظیم کنید.

شما مانند بعضی از بازیهای استراتژی (مثلا Lord of the Rings) دارای امتیاز برای خرید قدرت های خاص هستید که این امتیازها را از تجربه و جنگ کردن بدست میاورید. قدرتهای بازی در 3 گروه جای میگیرند. گروه نیروهای هوایی ، گروهای نیروهای ویژه و گروه نیروهای دفاعی که هر کدام به 6 زیر شاخه تقسیم میشوند. به طور مثال در گروه نیرو هوایی میتوانید قدرتهایی مانند بمباران هوایی را با 2 امتیاز بخرید و یا از گروه نیروهای ویژه کماندو ها را برای جنگ احضار کنید. این 6 قدرت به صورت زنجیر به هم پیوسته هستند و شما باید ابتدا نیروهای پاییین تر را خریداری کنید تا نیروهای بالاتر در دسترس قرار بگیرند. البته این نیروها فقط برای یک مرحله از 15 مرحله بازی است و در شروع هر مرحله جدید باید دوباره از اول خریداری کنید.

متاسفانه گیم پلی بازی گاهی اوقات اعصاب خرد کن میشود ! به طور مثال گاهی اوقات نیروها به خوبی فرمانها را اجرا نمیکنند و برای یک فرمان باید چند بار به آنها دستور دهید. هوش مصنوعی بازی در حد خوب و بالایی قرار دارد و دشمنان به محض اینکه شما را غافل از پایگاه های خود ببینید به سرعت حمله میکنند و یا در مقابل تانک های شما وسایل سنگین قرار میدهند و به خوبی از پایگاه خود دفاع میکنند و محیط ها را تسخیر میکنند و ... . به فرض اگر شما به وسیله آهن و یا سیم خاردار مسیر آنها را مسدود کنید آنها ابتدا برای از بین بردن موانع تلاش می کنند و در صورتی که به نتیجه ای نرسند به دنبال راه های دیگر برای نفوذ به منطقه شما می گردند.

 

نیروهای پیاده نظام میتوانند در ساختمانها پناه بگیرند و از پنجره ها تیراندازی کنند این حالت برای تک تیراندازها بسیار خوب است. برای از بین بردن نیروهایی که در ساختمانها هستند باید یا به آنها تیراندازی کنید که این کار کمی مشکل می باشد یا با استفاده از تانک و یا بمب های ساعتی که سربازان پرتاب می کنند ساختمان را خراب کنید.

تسخیر کردن محیطها هم در نوع خود بسیار جالب است. محیط بازی به چند دسته تقسیم میشود. مکانهای سوخت ، مکانهای مهمات و مکانهایی مانند زمین ها و ساختمانها که برای تسخیر کردن آنها باید به نیروهای پیاده نظام خود دستور دهید تا پرچم دشمن را پایین بیاورند و پرچم شما را به بالا ببرند. البته بعد از تسخیر شدن دشمن میتواند آنجا را پس گیرد اما شما میتوانید در آن مکان ساختمانهای کوچکی بسازید تا کار دشمن را با تاخیر رو به رو کنید تا دشمن مجبور شود ابتدا این ساختمان کوچک را خراب کند و بعد آنجا را تسخیر کند.

ماموریتهای بازی به 3 دسته تقسیم میشوند. دسته اول ماموریت ها ی اصلی هستند که با انجام دادن آنها بازی کامل میشود. دسته دوم ماموریت های فرعی که اگر آنها را انجام دهید کارتان برای به پایان رساندن مراحل اصلی آسان تر میشود و دسته سوم ماموریت های ویژه ای هستند که با انجام دادن آنها مدال دریافت میکنید. در پایان هر مرحله مدل هایی را در صورتی که تمامی ماموریت های آن مرحله اعم از اصلی و فرعی را انجام دهید دریافت می کنید که در واقع به شما می گوید که آن ماموریت به طور کامل انجام شده است.

بازی به جز حالت تکنفره (حالت داستانی) دارای حالت Skirmish نیز میباشد که در آن با انتخاب کردن نیرو های بازی یعنی آلمان یا آمریکا میتوانید بصورت تکنفره یا چند نفره به بازی بپردازید و قابلیت پشتیبانی از 8 بازیکن را دارد. صد البته که قابلیت بازی کردن به صورت آنلاین هم در بازی وجود دارد و بسیار لذت بخش می باشد.

فیزیک بازی واقعا قوی است. به طور مثال تانک ها با عبور از دیوارها و یا برخورد با ساختمان ها آنها را ویران می کنند و یا هنگام انفجار اشیاء به طور طبیعی به اطراف پرتاب میشوند و گرد و خاک بلند میشود و اگر کنار اشیایی مانند بشگه های سوخت انفجار روی دهد قدرت تخریب آن چندین برابر میشود. تمام لاشه های ماشین افزارها پس از از بین رفتن باقی میمانند. ساختمانها بعد از اثابت چند موشک فرو میریزند یا درختها یا تیر چراغ برق بعد از شکسته شدن بر روی زمین می افتند و ... . البته فیزیک مدلهای پیاده نظامه در مقایسه با فیزیک بقیه ی قسمتهای بازی چندان خوب کار نشده است و سعی شده در آنها از صحنه های خیلی خشن که در جنگ ها پیش میاد صرف نظر شود.

 

اما میرسیم به گرافیک بازی که نقطه قوت این بازی است. افکت های بسیار زیادی که در این بازی به کار رفته باعث شده تا این بازی برای اجرای کامل به یک سیستم بسیار قوی نیاز داشته باشد تا جایی که حتی با سیستم توصیه شده خود بازی هم هنگامی که تمامی جزییات گرافیک را فعال کنید باز در صحنه های شلوغ و پر از انفجار با کمی افت فریم مواجه خواهید شد. با این حال گرافیک بازی با استفاده ازShader Model 3  به بالاترین حد ممکن دست یافته است. سایه زنی ها بسیار طبیعی هستند و سایه درختان و ساختمانها به خوبی بر روی زمین نقش بسته اند و سایه نیرو ها و تانک ها با حرکت آنها تغییر میکند و بسیار زیبا جلوه  میکنند .نورپردازی های بازی مخصوصا در شب به زیبایی هرچه تمام تر کار شده است و کاملا حرفه ای هستند. افکتهای بی نظیری مانند افکتهای انفجار و پرتاب شدن اشیا به صورت کاملا زنده در  بازی دیده می شود. شما حتی می توانید تصویر دوربین را روی فقط یک سرباز زوم کنید و هنگامی که دوربین را به پشت او ببرید حس خواهید کرد که این بازی یک بازی سوم شخص هست! جزییات تانک ها و وسائل و همچنین سربازان به خوبی هر چه تمامتر به تصویر کشیده شده است و شما با توجه به سبک بازی کهRTS  می باشد تقریبا هیچگونه اشکال و یا ضعف گرافیکی در بازی نمی توانید پیدا کنید. گرافیک این بازی از نظر ما امتیاز کامل را میگیرد.

صدا گذاری بازی واقعا قدرتمند است. میدان جنگ ، چندین سرباز تیربار به دست ، یک اسنایپر و خمپاره انداز در حال رفتن به مقر دشمن هستند. در راه با نیروهای دشمن بر خورد میکنند ، سر کرده ی گروه تک تیراندازه فریاد میزند و میگوید ! MG42 پناه بگیرید ! بزنیدش ! خمپار اندازها دشمن را هدف میگیرند و تیراندازی میکنند. صدای گوش خراش تیربار از دو طرف به گوش میرسد. تک تیرانداز با صدای بلند اسلحه خود در حال قتل عام دشمنان از دور است اما تانک دشمن فرا میرسد. سربازان فریاد میزنند ! Sherman بزنیدش ! منفرجش کنید ! اما تانک تیربارش را فعال میکند و راکت می اندازد و صدای بلند راکت گوش را کر میکند. سربازان از ترس فریاد میزنند و کمک میخواهند. آنها که درجه بالاتری دارند دستور میدهند و بقیه را راهنمایی میکنند و ... .
این چند سطر را گفتیم تا شما تا حدودی به عظمت بخش صداگذاری بازی پی ببرید. صدای تمام اسلحه ها به خوبی از روی مدل های واقعی شان برداشته شده است و با کیفیت بالایی پخش میشود. از همه زیباتر صدای انفجار ها و صدای راکت ها است که بسیار بلند تر از بقیه خودنمایی میکنند و صدای گوش خراش آنها مطمعنآ شما را در جو میدان جنگ قرار میدهد. جالب این است دوربین بازی هر کجا باشد صدا محیط نسبت به دوربین به گوش میرسد ! مثلا اگر دوربین را دور کنید و حدود 200 متر آن طرف تر صدای تیر بیاید ، صدای آن از دور شنیده میشود مثل اینکه واقعا در میدان جنگ واقعی حضور دارید.

در کل Company of Heroes را به راحتی میتوان در بین برترین بازیهای استراتژی تاریخ طبقه بندی کرد که دارای نکات جالب و نوآوری های زیبایی در این سبک می باشد. انجام این بازی را به همه ی شما طرفداران سبک استراتژی توصیه میکنیم.

سیستم مورد نیاز: System: 2.0GHz Intel Pentium IV or equivalent
RAM: 512 MB
Video Memory: 64 MB
Hard Drive Space: 6500 MB


[????? ??? ???? علی] [ ?????: ] [ ü ] []

Devil May Cry 3: Special Edition یکشنبه 1 بهمن1385 7:9 بعد از ظهر
               Devil May Cry 3: Special Edition 

 نقاط قوت: داستان عالی، گیم پلی سریع، موسیقی متن عالی

نقاط ضعف: گرافیک نه چندان به روز، دوربین روایت کننده ی بازی

قصد ما از نوشتن این مطلب یک بررسی کوچک و البته مقایسه ای بین دو نسخه ی PS2 و PC بازی Devil May Cry 3 می باشد، ناگفته نماند که این نسخه ی PC بازی که در بازار موجود است به احتمال فراوان نسخه ی نهایی بازی نمی باشد اما به نظر نمی رسد که نسخه ی نهایی بازی تفاوت چندانی را با این نسخه ی موجود داشته باشد. لازم به ذکر می دانیم که قسمت هایی از این مطلب شامل بررسی بازی بدون در نظر گرفتن پلتفورم نیز می شود. در ابتدا به بررسی تاریخچه ی بازی می پردازیم:

زمانی که Capcom قرارداد Capcom Five را با Nintendo امضا کرد در بین گروه عظیمی از گیمرها (PS2 و PC بازان) عزای عمومی اعلام شد چرا که قرار بر این شد که نسخه های جدید محبوب ترین بازی Capcom یعنی Resident Evil بر روی کنسول Nintendo عرضه شوند. مدتی بعد Capcom برای جبران نبود سری RE بر روی PS2 دو سری بازی عرضه کرد. این دو سری بازی DMC و Onimusha بودند و با وجود اینکه به محبوبیت RE دست نیافتند اما باز طرفداران زیادی را جذب خود کردند. سری Onimusha محبوبیت زیادی را در غرب کسب نکرد و دلیل آن هم محیط و داستان بازی بود که در ژاپن فئودال اتفاق می افتاد اما وضع برای DMC جور دیگری بود؛ DMC1 زاده ی پروژه ی نا تمام RE4 بود چون آن پروژه ی RE4 تفاوت فراوانی با RE های سابق داشت بطور مثال شخصیت ها و مکانیسم گیم پلی کاملا متفاوت با چیزی بود که نام RE را روی آن می گذاشتند و دلیل آن هم تغییر کارگردان بازی از Shinji Mikami به Hideki Kamiya بود. پروژه ای که شکست خورده به نظر می رسید با پی گیری Kamiya ادامه پیدا کرد و در اولین سالهای عرضه ی PS2 تبدیل به یکی از پرطرفدارترین بازی های این کنسول شد، در بازی همانند RE بیش از یک شخصیت قابل بازی وجود داشت تا گوشزد کند که بازی از خاکستر یک پروژه ی ناتمام RE برخواسته است. دلایل زیادی را برای موفقیت آن برشمرده اند اما به اعتقاد ما گیم پلی سریع آن دلیل اصلی موفقیت آن بود، اما گرافیک بالا و همچنین داستانی پر از اشاره به اعتقاد افسانه های ملل مختلف (مخصوصا الهام گیری از کتاب کمدی الهی اثر دانته) و از همه مهمتر نقش اول پرطرفدار آن که در چند بازی دیگر غیر از DMC حضور داشته است، باعث موفقیت چشم گیر آن شد که به جرات می توان گفت این بازی در حال حاضر یک میلیون طرفدار Hardcore دارد. بدلیل درگیری استودیوی شماره ی 4 کپکام به ساخت پروژه های Capcom Five ساخت نسخه ی دوم بازی به استودیوی شماره ی 1 کپکام واگذار شد و بازی چیزی فراتر از افتضاح از آب در آمد. تقریبا تمام نکاتی که باعث جذابیت نسخه ی اول شده اند بودند در این شماره وجود نداشتند. بازی بیشتر در محیط های مدرن اتفاق می افتاد و در مجموع به یک بازی Beat’em Up تبدیل شده بود بر خلاف نسخه ی اول دیگر خبری از قسمت های معمایی، تیکه پرانی های دانته و ... نبود و بازی بطور کلی دارای حالاتی دل آزار و تیره شده بود. نسخه ی دوم در قالب 2 دیسک عرضه شده بود و دارای سه شخصیت قابل بازی بود. بدلیل فروش بالای نسخه ی دوم که تقریبا به همان اندازه ی نسخه ی اول فروخت کپکام فرصت دیگری به سازنده های نسخه ی دوم داد تا نسخه ی سوم بازی را هم خودشان بسازند ولی اینبار انتظار یک بازی عالی را از آن گروه داشت.


نسخه ی سوم بازی در سال 2004 به بازار عرضه شد و دوباره آب رفته را به جوی بازگرداند، بازی در محیط هایی همانند نسخه ی اول که همه بخش هایی از برج شیطان (Temen-Ni-Gru) بودند اتفاق می افتاد. داستان اینبار ماجراهای دانته را قبل از قسمت اول روایت می کرد، دانته اینبار جوان تر و با مزه تر شده بود. داستان بازی به زیباترین شکل رابطه ی بین دو برادر را روایت می کرد و یکی از زیباترین داستان هایی بود که در قالب یک بازی Crazy-Action روایت شده است. در سال 2005 نسخه ای از بازی با نام DMC3: Special Edition به عنوان یک Greatest Hits عرضه شد که در آن علاوه بر دانته برادر او Virgil هم قابل بازی بود که البته از لحاظ مراحل تفاوتی با دانته نداشت ولی Intro ی بازی با Virgil و سبک مبارزه و اسلحه های او با دانته تفاوت داشت.
داستان بازی برای یک بازی در سبک Crazy-Action چیزی فراتر از عالیست. معمولا بازی های این سبک از یک گیم پلی سریع برخوردارند و داستان آن ها هم در مورد شیطان یا فردی شیطان صفت است که قصد تسخیر زمین را دارد و تعداد دیالوگ های رد و بدل شده در این گونه بازی ها به زور به 40 جمله می رسد اما اینبار در DMC3 با داستانی روبرو هستیم که دیالوگ های آن بسیار عالی نوشته شده اند به خصوص دیالوگ های کمیک آن که به خارج شدن بازی از حالتی تاریک با وجود موضوع آن به مقدار زیادی کمک کرده است.


داستان از جایی شروع می شود که دانته در اولین روز تاسیس مغازه اش (که هنوز نامی ندارد) توسط فرستاده ی برادرش (Arkham) برای نبرد در برج شیطان دعوت می شود و زمانی که Arkham فرار می کند دانته مورد حمله شیاطین قرار می گیرد و در اثر مبارزه درون ساختمان، ساختمان تبدیل به ویرانه ای می شود و از این به بعد دانته به برج شیطان می رود و ماجرای اصلی شروع می شود. در Introی بخش ویرجیل با این ماجرا روبرو می شویم که ویرجیل برای بدست آوردن قدرت های پدرشان (که شیطان کاملی با نام Sparda بود بر خلاف دو برادر که نیمه انسان و نیمه شیطان هستند) در کتابخانه ای بدنبال راه باز کردن دروازه ی دنیای شیاطین به دنیای انسان هاست که آرخام به نزد او می آید و به او می گوید که می تواند به او کمک کند و از اینجا به بعد است که دو برادر در مقابل هم می ایستند چون برای بازکردن دروازه دنیای شیاطین نیاز به هر دو نیمه طلسم هایی است که مادر دو برادر به آن دو داده و هر کدام یک نیمه را دارند ولی ویرجیل نیاز به هردو نیمه دارد. زیبایی داستان در جایی است که تقریبا تمام شخصیت به اندازه دیگری در روایت داستان سهیم هستند و البته این بدلیل کم بودن تعداد شخصیت هاست (در کل بازی شامل 4 شخصیت می شود) که باعث شده تمام شخصیت ها تاثیر گزاری واقعی را داشته باشند. نکته ی جالب دیگر بازی اینست که تعدادی از Boss های بازی کسانی هستند که توسط پدر دانته (Sparda) در برج شیطان گرفتار شده بودند اما حالا با بالا آمدن برج شیطان از زیر زمین این افراد هم قدرت نمایی می کنند و البته بعد از شکست خوردن از شما تبدیل به اسلحه هایی می شوند که این اسلحه ها به شما در ادامه دادن بازی کمک می کند. شخصیت پردازی بازی هم در رتبه ی بالای قرار دارد و شخصیت های بازی یکی از دیگری جالبتر هستند مثلا رئیس های اصلی بازی همه بدلیل مبارزه با پدر دانته او را می شناسند و حرف هایی از مبارزه شان با Sparda می زنند یا مثلا برادر های دو قلو یعنی Agni و Rudra که بعد از شکست تبدیل به اسلحه های شما می شوند در حقیقت دو کله بر روی دو شمشیر هستند و اسلحه های متکلم شما هستند. (البته دانته آنها را ساکت می کند) شخصیت جالب دیگر بازی هم شخصیت دلقک است که چندین بار با او مبارزه می کنیم و همیشه با جمله ی "به جهنم خوش آمدید" از شما پذیرایی می کند، از همه جالبتر زمانی است که ماهیت اصلی شخصیت او رو می شود.


گرافیک بازی حتی برای سال 2004 (اولین تاریخ عرضه ی بازی) هم ضعیف بود. کوچکترین توجهی به جزییات بازی در این بخش نشده است. محیط های بازی انعطاف پذیری زیادی ندارند و مقدار جزییات به کار رفته در آنها کم است اما بدلیل گسترده بودن محیط های بازی این عیب قابل چشم پوشی است زیرا این بازی با وجودیکه فقط در یک محیط اصلی (برج شیطان) اتفاق می افتد اما محیط های بازی از لحاظ شکل با هم تفاوت بسیار زیادی دارند. دیگر مشخصه ی عالی این قسمت متحرک سازی شخصیت هاست که بسیار عالی انجام شده است و همه این کیفیت مدیون تکنیک Motion Capture است. اشکالات بخش گرافیک بازی زمانی خود را نمایان می کند که دوربین نمای نزدیک چهره ی شخصیت ها و دشمنان را نشان می دهد. در بین تمام چهره های موجود شاید دانته بهترین طراحی را داشته باشد و افتضاح ترین چهره را Lady Marry)) داشته باشد چرا در چهره ی او تقریبا هر گونه اشکال گرافیکی که تصور آن را می توان کرد وجود دارد. در مورد دشمنان بازی هم تقریبا چیزی به نام انعطاف در کل اندامشان دیده نمی شود انگار طوری طراحی شده اند که مجموعه ای از اعضای بدنی هستند که سازنده ها در طول طراحی گرافیک بازی این اعضای بدن را اضافه آورده اند. اشکال بزرگ دیگری که به بازی وارد است فرو رفتن شمشیر دانته در کمر او در هنگام راه رفتن است که البته زمانی که از تیپ بی لباس دانته استفاده می کنیم بدتر هم می شود. بر روی بازی یک لایه ی درخشان کننده قرار داده شده تا همه چیز براقتر به نظر برسد و تا حدودی هم اشکلات گرافیک بازی را بپوشاند اما در خیلی از موارد همین لایه موجب می شود که میزان نور در صفحه ی بازی به شدت افزایش یابد و چشم را آزار دهد. نسخه ی PC در بخش گرافیک نمره ی بهتری می گیرد البته نه به خاطر اینکه گرافیک بازی تغییر کرده است بلکه بدلیل اینکه امکان تغییر Resolution در بازی وجود دارد، باعث می شود که تصویر کمی صافتر و نرم تر به نظر برسد شاید اگر سازندگان امکان تغییرات بیشتری را برای نسخه ی PC قائل شده بودند، گرافیک می توانست نمره ی بهتری بگیرد اما بازی یک پورت خیلی ساده از روی نسخه ی PS2 است که تلاش زیادی برای حتی شباهت دادن آن به بازی های PC هم نشده است.


بازی در بخش موسیقی فراتر از عالی است زمانی که مبارزات شروع می شوند یک قطعه موسیقی به سبک متال پخش می شود که حس قتل و کشتار را برای ادامه ی بقای خود به گیمر منتقل می کند اما زمانی که خبری از مبارزه نیست یک قطعه موسیقی آرام با ضرباهنگ نسبتا کند و کمی دلهره آمیز پخش می شود که تاکید می کند هر لحظه امکان هجوم دشمن وجود دارد. صدا گزاری بازی می توانست بهتر از این باشد اما بجز صدای شخصیت ویرجیل که به حد بسیاری زیادی ضعیف کار شده است تمام صداها قابل قبول است مثلا صدای Marry که راوی داستان هم محسوب می شود بسیار عالی بوده است. در مجموع در بخش صداگذاری بازی در رتبه ی عالی قرار دارد که با کمی دقت می توانست بهترین در نوع خودش هم باشد.


مهمترین بخش یک بازی Crazy-Action گیم پلی آن محسوب می شود که DMC3 در این بخش به بهترین شکل عمل کرده است. در بازی برای دانته در ابتدا 4 سبک مبارزه قرار داده شده که تا پایان بازی تبدیل به 6 تا می شوند، برای ویرجیل نیز یک سبک مبارزه قرار داده شده است که بسیار کم به نظر می رسد اما از همان 6 سبک مبارزه دانته هم معمولا گیمر ها یک یا دو تای آن ها را انتخاب می کنند چرا که کامل کردن کلاس هر کدام از سبک های بالای 12 مرحله زمان می برد. در بخش مبارزه بازی از لحاظ دیداری بسیار تکنیکی عمل کرده است و زیباترین حرکات را می توان دید که هر کسی را سر ذوق می آورند. کمبو های بازی دقیقا همان چیزی است که هر کسی دوست دارد ببیند و هرچه سرعت عمل شما بیشتر باشد زیباتر می شوند و سرعت بازی نیز بالاتر می رود. Style Bar هم در بازی کماکان موجود می باشد که هرچه سرعت اجرای کمبو ها توسط شما بالاتر باشد به رتبه های بالاتر می رسد که این رتبه ها در رتبه دهی پایان مراحل نقش مهمی دارد.



Boss Fight های بازی هم بسیار عالی هستند خیلی راحت می توان گفت که روی دست مبارزه با رئیس های بازی هنوز نیامده است. معما های بازی تقریبا چیزی به نام سختی ندارند اما نیاز به مدت کوتاهی صرف وقت برای حلشان دارند و بازی را از حالت کاملا بکش بکش خارج کرده اند. هوش مصنوعی بازی کاملا وابسته به درجه ی سختی بازی است مثلا روی درجه ی Easy شما کوچکترین مشکلی ندارید اما روی درجه ی Hell or Heaven به شدت با مشکل روبرو می شوید. از همه مهمتر درجه های سختی بازی هستند که با تمام کردن هر کدام علاوه بر یک پوشش جدید برای شخصیتی که بازی را با آن تمام کرده ایم یک درجه ی سختی جدید هم قابل بازی می شود، هرچه درجه سختی بالاتر می رود نیاز بیشتری به سرعت عمل احساس می شود چرا که هم هوش مصنوعی دشمنان و هم تعدادشان به شدت افزایش می یابد. اشکال بزرگ بازی که از همان نسخه ی اول همراه با بازی بوده است و بعنوان جزئی از بازی شده است دوربین بازی است که مانند سری سابق RE بازی دارای دوربین های ثابت است که به شدت آزار دهنده است به طوری که در برخی مواقع شما شخصیت بازی را نمی بینید! در رابطه با کنترل بازی نسخه ی PC بازی دارای اشکالات خیلی زیاد و آزار دهنده می باشد. شاید شما بعد از 6-7 مرحله تازه بتوانید خودتان را با جای دکمه ها تنظیم کنید تغییر دادن دکمه ها هم دردی را دوا نمی کند حتی به اعتقاد ما Mouse Support بودن بازی نمی توانست تاثیر زیادی را در راحت شدن کار بگذارد، البته استفاده از گیم پد کمی کار را راحتتر می کند اما ما خودمان استفاده از صفحه کلید را ترجیح می دهیم. در مجموع می توان گفت که بازی دارای یک گیم پلی بسیار قوی است چیزی که خیلی از بازی ها از آن محروم می باشند و در نسخه ی PC با کمی توجه بیشتر در کنترل می توانست ارتباط گیمر با بازی را بسیار آسانتر کند.

DMC3 تمام نا امیدی های به وجود آمده در اثر نسخه ی دوم را از بین برد و ادامه ی آن یعنی DMC3: SE هم برای پر کردن اوقات فراغت طرفداران بازی بسیار عالی بود. در پایان به تمام افرادی که اعصاب کافی برای سرعت بالای بازی را دارند و البته سرعت در گیم پلی بازی برایشان بسیار مهم است پیشنهاد می کنم این بازی را روی درجه های سختی بالا به انجام برسانند تا لذت صد چندانی را از بازی ببرند.



[????? ??? ???? علی] [ ?????: ] [ ü ] []

Call of Juarez یکشنبه 1 بهمن1385 6:58 بعد از ظهر
                           Call of Juarez

نقاط قوت: داستان زیبا، گرافیک باور نکردنی، نوآوری های کوچک، تجربه ی عالی سمعی، فضا سازی عالی

نقاط ضعف: هوش مصنوعی ضعیف، طراحی نسبتا بد مراحل، ریتم تکراری بازی، ناسازگاری با سیستم های عادی روز

سبک شوتر اول شخص را به جرات می توان از رنگارنگترین سبک های بازی های کامپیوتری نامید به طوری که تعداد بازی های بزرگ در آن غیر قابل شمارش است. در این سبک از دوران جنگ جهانی گرفته تا آینده ای بسیار دور دست مایه ساخت بازی قرار گرفته اند، تازه در همین سوژه های ذکر شده هم نوآوری های فراوانی دیده شده است مثلا بازی زیبایی مانند Far Cry یک بازی شوتر در زمان معاصر به همراه مایه های تخیلیست که برای اولین بار در تاریخ این سبک جزیره ای را به عنوان گهواره ی روایتش انتخاب کرد که بعد ها مورد تقلید قرار گرفت. اما در حال و هوای وسترن هیچ وقت بازی ها نه کیفیت بالایی نسبت به دیگر سوژه ها داشته اند نه اینکه توانسته اند بازی متناسبی را بوجود بیاورند! سال هاست که به همان بازی Outlaws به عنوان سردمدار حال و هوای غرب وحشی دلخوش کرده ایم و تک و توک بازی هایی که با این حال و هوا سر و صدایی بر پا کرده اند عملا در رسیدن به جایگاه Outlaws ناموفق بوده اند، اما وضعیت بازی Call of Juarez کاملا متفاوت است چرا که این بازی مخلوط همگنی از فیلم های غرب وحشیست که در زمینه ی صدا گزاری، گیم پلی، داستان، موسیقی در سطح فرا بالایی قرار دارد اما در زمینه ی گرافیک هم با یکی از شاهکار های سال های اخیر در سبک وسترن روبرو هستیم و بدلیل اینکه محیط های متفاوت در بازی زیاد دیده می شوند ارزش اینکار چندین برابر شده است. بازی ایده های خوبی را به سبک شوتر اضافه کرده است که جای تحسین دارد و Techland با عرضه ی این بازی جای خودش را در بین بازی سازها باز کرده است، اگر چه کماکان جا دارد تا بعنوان یک غول وارد عرصه ی بازی شود اما مهم اولین قدم بود که بر داشته شد و این بازی بر خلاف بازی های گذشته این شرکت بود که از لحاظ فنی دارای مشکلات زیادی بودند. مثلا Chrome در عین خوبی هایی که داشت اصلا دلنشین نبود. COJ قطعا از خیلی از بازی های خوب این سبک مثل GUN یا Red Dead Revolver به سادگی جلو زد و تا به امروز بهترین بازی با این حال و هوا در سبک شوتر بوده است.

داستان بازی از دو زاویه دید کاملا متفاوت روایت می شود که در حقیقت ماجرای یک تعقیب گریز مرگبار است که در آن شما هم نقش فراری را ایفا می کنید هم نقش تعقیب کننده! فراری فردیست به نام Billy که او را محکوم به جرم قتل والدینش کرده اند که طبق باور خودش آن را انجام نداده است یا به قول معروف حتی روحش هم از ماجرا خبر ندارد. از طرفی تعقیب کننده فردیست به نام Reverend Ray که در واقع عموی Billy می باشد و خودش فردی خلافکار است که با وجود همه ی جنایت هایش در زندگی اکنون روی به دین آورده و تبدیل به مرد دیندار شده است و در کلیسایی زندگی می کند، او در سرش صدای خدا را می شنود و فکر می کند که توسط خدا برای مجازات مجرمان و گسترش خداپرستی اتنخاب شده است و ... . خوب بیشتر از این داستان را ادامه نمی دهیم. اینکه ماجرای این دو نفر به کجا می رسد و پیچ و خم های داستان تا کجا پیش می رود بازی را بسیار زیبا کرده است و اینکه کلا روایت داستان این دو نفر کاملا متفاوت از دیگریست و اینگونه نیست که مراحل هر دو شخصیت به یک شکل باشند، جذابیت های داستان را بیش از پیش افزایش می دهد. شخصیت پردازی Billy و Ray هم به گونه ایست که شما هم با Billy احساس همدردی می کنید و هم از Ray بدتان نمی آید. بازی حتی اگر هیچ نکته ی مثبت دیگری هم نداشته باشد داستانی دارد که دنبال کردن آن حتما ارزش ادامه بازی را دارد. روایت داستان از زاویه ی دید بیش از یک نفر کار معمولی نیست اما همه آنهایی که به دنبال این روایت رفته اند موفق بوده اند (Fahrenheit را به یاد بیاورید) و Call of Juarez هم بدلیل همین نوع روایت و البته شوک های ناگهانی که در طول بازی به گیمر وارد می کند در زمینه ی داستانی حرف های زیادی برای گفتن دارد. شاید داستان بازی در نقاط خاصی شما را به یاد فیلم های وسترن و اتفاقات کلیشه ای موجود در این موضوع بیاندازد اما بدلیل نو بودن سوژه و نوع روایی آن بیشتر به مانند یک سری اقتباس های کوچک می ماند تا کپی برداری کامل. در بازی غیر از دو شخصیت اول بازی بقیه ی شخصیت ها که تعداد کمی هم دارند از شخصیت پردازی آن چنانی برخوردار نیستند و حتی اگر وقتی را صرف گسترش شخصیت های دیگر کرده بودند باز هم بدلیل تمرکز اصلی داستان بر روی دو شخصیت کلیدی، شخصیت های دیگر آن چنان که باید مورد توجه قرار نمی گرفتند. داستان بازی بدلیل اینکه تا حد امکان از کلیشه های اصلی دور شده و از آن ها به عنوان رویه ی اصلی خود استفاده نمی کند بسیار جذاب است که از شروع بازی، گیمر را به دنبال خود می کشد و با تله های خاص خود که خیلی هم ناگهانی هستند او را گاها شوکه می کند.

داشتن دو شخصیت متفاوت برای انجام بازی باعث به وجود آمدن دو نوع گیم پلی کاملا متمایز از هم شده است به طوری که مراحل Billy بیشتر بر پایه ی انجام کارها، به بی سر و صدا ترین شکل ممکن است در حالی که مراحل Ray از یک اکشن رو به جلو برخوردارند و امکاناتی که این دو شخصیت دارند کاملا این حس را منتقل می کند. در مراحل Billy شما با بازی در مایه های مخفی کاری و البته با آرامش زیاد طرف هستید که تاکید اصلی آن بر مخفی کاریست اما این دلیل نمی شود که نتوانید بازی را به صورت کاملا اکشن انجام دهید اما باید این نکته را هم مد نظر داشته باشید که در صورت ایجاد دردسر فراوان Billy بعد از 4-5 دقیقه می میرد چرا که امکانات او در مبارزات شلوغ اصلا کارآمد نیستند. در این مراحل تاکید بیشتز بر درگیر نشدن با دشمنان است و اگر قرار است درگیری ایجاد کنید نباید دیده شوید بلکه باید از راه دور دشمنان را نابود کنید و حتی الامکان تلاش کنید که در هر زمان مجبور به کشتن بیش از یک دشمن نباشید که خاصیت زوم کردن در هنگام تیر اندازی توسط Billy هم این حس مبارزه از دور را کاملا به گیمر گوشزد می کند. و البته باید این نکته را هم مد نظر داشته باشیم که چیزی به اسم اسلحه گرم آنطور که باید در طول مراحل Billy وجود ندارد. در یک کلام باید بگوییم که سبک بازی با Billy هر گیمری را یاد سری بازی های Thief می اندازد (به خصوص اینکه در اکثر مراحل بیلی به کار های دزدی هم دست می زنیم) منتها این بار به جای حال و هوای قرون وسطایی با دوره ی غرب وحشی روبرو هستیم و البته یک تعقیب و گریز مرگبار.

از طرف دیگر مراحل Ray کاملا در مقابل مراحل Billy قرار می گیرند چون در این مراحل با یک اکشن کاملا نفسگیر روبرو هستیم که از سطح کیفی بالایی بر خوردار است .قابلیت جالب دیگر Ray کتاب مقدس (انجیل) است که به نظر ما اگر خودتان در طول بازی کارایی آن را دریابید بهتر خواهد بود. امکان ویژه ی Ray سیستم Concentration mode می باشد که دقیقا بر گرفته از سیستم Bullet Time است که با وارد شدن به این حالت سرعت بازی آرام می شود و شما می توانید با آزادی عمل بیشتری دشمنان را بکشید و با عکس العمل های سریع خود تعداد زیادی را در مدت کوتاهی به هلاکت برسانید. نکته ی مهم دیگر در مورد Ray اینست که او بدلیل استفاده از یک سپر محافظ آهنی در جلوی سینه اش می تواند نسبت به Billy آسیب بیشتری ببیند که در پیشروی در بازی به شما کمک زیادی می کند .اما نباید با حساب این امکان احساس کنید که مراحل Ray آسانتر است چرا که در مراحل Ray با تعداد بسیار زیادی از دشمنان روبرو هستیم که از روش های خاص خودشان به شما حمله می کنند و هدف آن ها روبرو شدن با شماست در حالیکه در مراحل Billy این فرصت را دارید که بدون درگیری راه خود را پیش ببرید و البته میزان مهمات شما در هنگام بازی با Ray هم مناسب حال یک بازی رو به جلوست. در بازی دوئل هایی هم وجود دارد که شما با باس های بازی انجام می دهید و باید بعد از تمام شدن شمارش معکوس، سریعتر از دشمن خود سلاح خود را خشاب بیرون کشیده و دشمن را از پای درآورید در غیر این صورت کشته خواهید شد. نکته ی جالب توجه دیگر در مورد مراحل Ray سیستم جالب تیراندازی آن است، در این سیستم شما با کلیک راست موس از تفنگی که در دست راستتان قرار دارد شلیک می کنید و توسط کلیک چپ از تفنگ دست چپ استفاده می کنید که واقعا ایده ی جالبیست و گیمر را بسیار هوشیار تر از بازی های مشابه نگه می دارد. در کل باید گفت که طرفداران بازی های مخفی کاری با Billy و طرفداران دو آتیشه ی بکش بکش و البته یک مقدار چاشنی سرعت عمل با Ray حال می کنند.

قسمت اسب سواری بازی هم به خوبی کار شده و حرکات اسب هنگامی که روی آن مشغول سوار کاری هستید بسیار قابل قبول می باشد. شما می توانید مسافت های طولانی را با اسب خود بسیار راحتر طی کنید و به تعقیب و گریز با دشمنان بپردازید، همچین قادر خواهید بود که از روی اسب از سلاح خود نیز برای نابودی دشمنان در حین حرکت استفاده نمایید.

شاید دلیل همه ی این جذابیت ها این باشد که سازندگان این جرات را به خود داده اند که هر کاری را دوست دارند با گیم پلی بازی انجام دهند و از هر سبکی ته مایه ای را وارد آن کنند. فضا سازی بازی بسیار قویست و کاملا شما می فهمید که در چه فضایی (غرب وحشی) قرار دارید. البته ما خودمان در آن دوران زندگی نمی کردیم اما به واسطه ی فیلم ها و کتاب های بیشمار مربوط به این سوژه سال هاست که این فضا را شناخته ایم. شهرهای بازی نقش به سزایی در این فضا سازی داشته اند، مخصوصا اولین نکات چشمگیر آن ها یعنی رنگ خاکی و ساختمان های چوبی که آدم را یاد صحنه های دوئل فیلم های وسترن می اندازد و البته فضا های جنگلی و غیر شهری بازی که در آن ها دشمنانی به نام حیوانات وحشی و سرخپوست ها را دارید، هم حال و هوای خاص خود را دارند که دنیای بازی را هر چه زنده تر و پر تکاپو تر به نمایش می گذارند. نکته ای که باعث می شود بازی برای گیمر حالتی تکراری پیدا کند دقیقا پیشروی در بازیست چرا که شما مثلا یک مرحله را با Billy با درد سر های خاص رد می کنید و بعد نوبت Ray است که رد پای Billy را در آن مرحله دنبال کند و به نابود کردن افرادی بپردازد که در مرحله ی قبلی حضور آن ها شما را مجبور به مخفی کاری کرده بود و این ریتم پشت سر هم تکرار می شود. و اینکه شما بار ها Ray را در چند قدمی Billy می بینید ولی او هرگز به Billy نمی رسد یکم حوصله ی آدم را سر می برد اما نوع انجام بازی که با دو شخصیت متفاوت است باعث می شود که اصلا احساس اینکه یک مرحله را دو بار انجام داده اید به شما دست ندهد. اما در یک کلام سیکل تکرار شونده ی کاری بازی حسرت یک هیجان درست و حسابی را بر دل شما می گذارد.

متاسفانه بازی یک مشکل اساسی دارد که آن هم سیستم AI (هوش مصنوعی) است که کل ارزش های بازی را خصوصا در مراحل Billy از بین برده است، چرا که دشمنان بسیار بی تفاوت نسبت به امور رفتار می کنند و این امر باعث می شود تا گذراندن مراحل مخفی کاری بسیار آسان گردد. و البته مراحل Ray را هم تبدیل به یک بازی بکش و برو جلو کرده است که فقط ازدحام دشمنان در این مراحل باعث شده که این مراحل کمی دشوار باشند. به فرض هنگامی که با Billy بازی می کنید اگر یکی از دشمنان شما را شناسایی کند کافیت به سرعت از آن منطقه دور شوید، در حالی که دشمنان شما را مشاهده می کنند که به کدام طرف می روید ولی از یک اندازه ای بیشتر دنبال شما نمی آیند و دیگر کاری با شما ندارند.

گرافیک بازی بسیار عالی و زیباست و اینکه با موتور یک بازی (Chrome) مربوط به سال 2003 ساخته شده است واقعا چنین گرافیکی تعجب برانگیز است! خصوصا مدل سازی و متحرک سازی شخصیت ها که در سطح بالایی قرار دارد که باعث می شود ما هر چه بیشتر زیبایی های بازی را تحسین کنیم. محیط های بازی هم پر از جزییات هستند و البته فیزیک تحقق گرایی بازی که در خیلی از مراحل هم به کمک گیمر می آید در این زیبایی بی تاثیر نبوده است. محیط های غیر شهری بازی در حقیقت جایی هستند که به گرافیک واقعی بازی پی می برید چرا که این محیط ها بسیار وسیع هستند و جزییات فراوانی دارند اما کوچکترین افت فریمی را باعث نمی شوند. مدل های اسلحه ها هم خوب کار شده اند یا بهتر بگوییم کاملا طبیعی هستند و بدلیل سیستم تیراندازی بازی هم این حس را به شما منتقل می کنند که واقعا در حال تیر اندازی با این اسلحه ها هستید. به این نکته هم باید توجه داشته باشیم که برای اجرای این بازی به سیستمی بسیار عالی نیاز دارید مثلا به نظر ما برای اجرای بازی و لذت بردن از آن بایستی از کارت های گرافیک GeForce سری 7 استفاده کنید و البته به مقدار کافی نیز RAM داشته باشید.

صداگذاری کاملا عالیست خصوصا صدای Ray که با تیکه کلام های خودش جذابیت مبارزات را صد چندان می کند و البته این وسط موسیقی متن بازی را هم نباید فراموش کنیم که با شدت گیم پلی بازی همراه می شود و بر سرعت افزایش میزان آدرنالین خون شما می افزاید! البته مشکل کوچکی که در صداگذاری بازی وجود دارد یک حالت ناهماهنگی، خصوصا در میانپرده ها بین ادای جملات مشاهده می شود که البته گاها اتفاق می افتد و همیشه نیست ولی خوب بالاخره این اتفاق می افتد.

در کل Call of Juarez بهترین بازی ای بوده که تا به امروز با موضوع غرب وحشی عرضه شده و با وجود اشکالات قابل بخشش موجود در گیم پلی آن، داستانی را روایت می کند که ارزش انجام بازی را حداقل برای یکبار دارد و البته از گرافیکی برخوردار است که در خیلی از بازی های روز مشابه آن را نداریم. پس اگر هنوز این بازی را تهیه نکرده اید زودتر این کار را انجام دهید و مطمئن باشید که پشیمان نخواهید شد.

سیستم مورد نیاز: Supported OS: Windows 2000/XP
P4 2,2GHz / Athlon 2400+ (2,4 for Celeron)
nVidia: GeForce 6600, ATI: Radeon 9800
512MB RAM
Sound Card: DX 9 compatible sound card
Hard Drive Space: 2GB free HDD space


[????? ??? ???? علی] [ ?????: ] [ ü ] []

تبلیغات پنجشنبه 21 دی1385 11:26 بعد از ظهر

[????? ??? ???? علی] [ ?????: ] [ ü ] []

???? ???? M-blog Template Design By : Www.M-Blog.Blogfa.Com

??? ????? ??? ???????? ?? ????? ?????? ???? ?? ?????.

ALIGAMES
????? ??? ?????
<-ArchiveTitle->